رویداد به پایان رسیده است!
کارگاه شخصیت‌شناسی MBTI در تاریخجمعه ۱۰ اسفندبه پایان رسیده است. (جزئیات بیشتر)

کارگاه شخصیت‌شناسی MBTI

شروع:
پنج‌شنبه ۹ اسفند ۹۷ ۱۶:۰۰
پایان:
جمعه ۱۰ اسفند ۹۷ ۲۰:۰۰
کارگاه شخصیت‌شناسی MBTI
برگزارکننده‌ی رویداد
مهلت ثبت‌نام برای این رویداد به پایان رسیده است.
جزئیات
مهلت ثبت‌نام
قیمت (تومان)
تعداد

توضیحات

حقیقتا تفاوت بین ما انسان ها از کجا ناشی می شود؟ این سوالی بود که در ابتدای دهه 1920 میلادی ذهن خانم کاترین بریگز امریکایی را برای چند سالی به خود مشغول کرده بود و او به دنبال یافتن شاخصی برای طبقه بندی تیپ شخصیتی افراد مختلف بود. از شانس خوبش (که البته ما در روانشناسی تحلیلی به آن «همزمانی» می گوییم) در سال 1923 ترجمه ای از کتاب تیپ های روانشناختی نوشته پروفسور کارل گوستاو یونگ سوییسی به دستش رسید. پروفسور یونگ معتقد بود اگر زیربنای ذهنی و نگرش افراد شناخته شود، رفتارهای آنها در بسیاری موارد قابل پیش بینی می گردد. یونگ در این کتاب هشت تیپ شخصیتی را مطرح کرده و به تفصیل به بررسی آنها می پردازد.
الگوی شخصیت شناسی یونگ مورد توجه خانم کاترین بریگز قرار گرفته و او به همراه دخترش ایزابل بریگز مایزر ، قریب بیست سال روی این موضوع کار کرده تا در نهایت به آن چیزی که ما امروزه به عنوان MBTI یا شاخص تیپ شناسی مایرز بریگز می شناسیم، دست می یابند. سپس آنها به این نتیجه رسیدند که اگر افراد از تیپ شخصیتی خود آگاهی بیابند، می توانند انتخاب های شغلی بهتری داشته باشند. بدین منظور شروع به طراحی پرسشنامه هایی برای ارزیابی تیپ های شخصیتی نمودند و در طول سی سال تحقیق روی هزاران نفر و جمع آوری اطلاعات فراوان و پس از ایجاد چندین نسخه مختلف، در نهایت آزمون MBTI را ارائه نمودند.
از زمان انتشار آزمون MBTI، استفاده از این روش تیپ شناسی و تحقیق درباره کاربردهای مختلف آن گسترش چشمگیری داشته است. در چند دهه گذشته، کتاب ها و مقالات متعددی در زمینه ارتباط تیپ شخصیتی با انتخاب شغل، انتخاب همسر، تربیت فرزند، مدیریت و رهبری و حتا زندگی معنوی به چاپ رسیده است. امروزه آزمون MBTI پرکاربردترین شاخص تیپ شناسی در جهان بوده و طبق آمار CPP، ناشر انحصاری MBTI، سالانه بیش از دو میلیون نفر از این شاخص جهت تعیین تیپ شخصیتی خود استفاده می کنند. اکثریت شرکت های موفق 500گانه (Fortune500) در کلیه کارهای روزمره خود از MBTI بهره برده و ده ها سال است که بسیاری از مدیران موفق جهان به منظور انگیزه دادن به کارکنان و برقراری ارتباط با آنها، از این ابزار کارآمد بهره می جویند.


MBTI چه می گوید؟
MBTI جمله معروف پروفسور یونگ که می گوید: «سعی نکن چیزی باشی که نیستی، از توانمندی هایت لذت ببر!» را کاربردی می کند. این شاخص روی توانمندی های ارزشمند بین افراد تاکید می کند. آشنایی با این تیپ شناسی به شما کمک می کند تا نقاط قوت، استعدادهای خاص و توانایی های بالقوه خود را بشناسید و علاوه بر این، تفاوت های بین خودتان و دیگران را درک کرده و ارج بنهید. به عبارتی اگر بخواهیم از دیدگاه دیگری به این موضوع نگاه کنیم، MBTI جایگاه شما را در پازل هستی به شما نشان داده و شما را به این درک والا می رساند که چطور همه انسان ها مانند قطعات مختلف یک پازل، علیرغم تفاوت هایی که در فرم، رنگ و طرح دارند، در کنار یکدیگر می توانند تصویری کامل را خلق کنند و هیچ قطعه ای نمی تواند جای قطعه دیگر را بگیرد. همه ما این تحربه را داشته ایم که در جایگاه هایی احساس راحتی نداشته ایم. این جایگاه می تواند در سر کلاس ریاضی یا جغرافی دبیرستان باشد یا یک جایگاه شغلی بسیار وسوسه انگیز. تفاوتی نمی کند؛ زمانی که قطعه پازل ما در جایی جفت و جور نشود ما احساس راحتی نخواهیم داشت. هر چقدر هم سعی کنیم از گوشه و کنار قطعه خود حذف کرده یا اضافه کنیم تا در آن جایگاه چفت و بست شویم، هر روز صبح که می خواهیم از خواب بیدار شویم تا به آن جایگاه بازگردیم، در اعماق وجود خود احساس رضایت درونی نمی کنیم. اینجا بحث خوب یا بد بودن ما یا آن جایگاه نیست؛ بلکه بحث بر سر تفاوت آن جایگاه با چیزی است که ما حقیقتا هستیم. مانند قطعه پازلی که گاه سعی می کنیم به زور آنرا در یک جای خالی قرار دهیم، اما در نهایت به جز آسیب رسیدن به گوشه و کنار قطعه نتیجه ای در بر نخواهد داشت.
شناخت تفاوت های خودمان و دیگران و ارزشمند دانستن آنها در جایگاه خود، می تواند به ما در ساخت زندگی رضایت بخش تر و ایجاد روابطی موثرتر یاری دهد.


ترجیح شما چیست؟
خانم ایزابل مایرز در پاسخ به این سوال، مثال بسیار معروف و جالبی دارد. راست دست هستید یا چپ دست؟ تفاوتی ندارد؛ لطفن همین الان روی یک ورق کاغذ با دست معمول خود اسم خود را یادداشت کنید. حال قلم را در دست مخالف گرفته و مجددا اسم خود را بنویسید. به این دو دستخط خود نگاهی بیاندازید. تفاوت این دو دستخط را با چه صفاتی می توانید توصیف کنید؟ زشت/ زیبا، ناشیانه/ حرفه ای، بچه گانه/ پخته، نامتناسب/ متناسب و... . احساس تان در زمان نوشتن با دو دست چه بود؟ سخت/ آسان، نامتعادل/ متعادل، غیرقابل کنترل/ راحت، سریع/ کند، طبیعی/ غیرطبیعی و... .
در روان ما نیز ترجیحاتی وجود دارد که با آنها احساس راحتی، طبیعی بودن و اطمینان بیشتری داریم. اما برای همه ما پیش می آید که در بسیاری از کارهای روزمره مجبور شویم کاری را انجام دهیم که دقیقن مشابه اینست که بخواهیم با دست مخالف مان بنویسیم. در نتیجه، مشابه همین حالات ذکر شده را درون خود حس خواهیم کرد و نتیجه کار نیز متاسفانه در بسیاری موارد مشابه دستخط مان از آب در خواهد آمد. البته مسلما با تمرین بیشتر می توانیم کم کم در نوشتن با دست مخالف خود نیز مهارت پیدا کرده و نتیجه بهتری کسب نماییم؛ اما در نهایت همیشه ترجیح ما با یکی از دستان مان خواهد بود و نوشتن با دست مخالف، زمان و انرژی بیشتری از ما می برد. در مورد ترجیحات روانی نیز می توانیم با تمرین در مرور زمان از کارکردی که ترجیح مان نیست استفاده کنیم؛ اما از آنجایی که احساس طبیعی بودن و راحتی نداریم، دوست نداریم به مدت طولانی آن کار را انجام دهیم!
ترجیحات روانی ما همان چیزی هستند که قطعه پازل منحصر بفرد ما را تشکیل می دهند. زمانی که متناسب با ترجیحات روانی مان عمل کنیم، به تدریج می توانیم جایگاه خود را در پازل گسترده جهان هستی بیابیم و با قرارگرفتن در آن، استعدادهای بالقوه خود را پرورش داده و به احساس رضایت درونی دست پیدا کنیم. اما اگر اجازه دهیم ارزش هایی بیرون از روان منحصر بفرد ما، جایگاه مان را به ما دیکته کند، مانند قطعه پازل کج و معوجی که به زور در جایگاهی فرو رفته است، نه تنها مدام از این تغییر شکل رنج می بریم، بلکه به مرور زمان از شکل و خویشتن حقیقی مان فاصله گرفته و هرگز نمی توانیم به نقشی که برای آن پای به عالم هستی گذاشته ایم، دست پیدا کنیم.

آدرس:تهران خیابان شریعتی- پایین‌تر از مترو شریعتی- جنب بانک پارسیان- ساختمان علاالدین- طبقه دوم