رویداد به پایان رسیده است!
زبانِ زندگی (10 جلسه 4 ساعته) در تاریخجمعه ۲۴ آبانبه پایان رسیده است. (جزئیات بیشتر)

زبانِ زندگی (10 جلسه 4 ساعته)

شروع:
جمعه ۲۴ آبان ۹۸ ۱۴:۰۰
پایان:
جمعه ۲۴ آبان ۹۸ ۱۹:۰۰
زبانِ زندگی (10 جلسه 4 ساعته)
برگزارکننده‌ی رویداد
مهلت ثبت‌نام برای این رویداد به پایان رسیده است.
جزئیات
مهلت ثبت‌نام
قیمت (تومان)
تعداد

زیستن در نورِ زندگی و برکات خداوند.

سالها برای تغییردادنِ زندگی تلاش‌کردید ولی انگار چیزی، بین شما و تغییرات ایستاده،

و حالا موقع پایان دادن به تلاش‌های بی‌فایده و بی‌نتیجه است.

 

یک عمر با شجاعت و ترس، آماده و ناآماده؛ در عرصه‌زندگی جنگیدیم،

برای حق‌مان، برای موقعیت‌ها برای رویاها و...

و حالا موقع اعتمادکردن به زندگی و بدست‌آوردن بدونِ جنگیدن است.

دنبال قدرت و حق نرفتن و بجای آن در سمتِ قدرت و حق ایستادن،

موقع ایستادن سمتِ زندگی است.

 

موقع بازگشت به خانه فرارسیده.

جایی که همیشه دلتنگش بوده‌ایم بدون اینکه بدانیم.

جایی که وقتی واردمیشویم، میفهمیم که جای ما همیشه همین‌جا بوده،

می فهمیم هر چه تجربه کردیم و هرچه در زندگی دیدیم از تلخ و شیرین

ما را برای این‌روز و این کار آماده می‌کرده

و هر چه شد و هرچه نشد فقط برای این‌بودکه

خیلی از خانه دور نشویم

برای اینکه برگردیم.

موضوع بعضی جلسات دوره "زبان زندگی"

 

آیا شما هم در طول روز به خوابی که دیده‌اید، فکرمی‌کنید؟ شما هم فکرمیکنید خواب‌های ما به نکاتی درباره موضوعات زندگی‌مان اشاره می‌کنند؟

 

به چیزهایی که درخواب می‌بینیم یا می‌شنویم، اعتمادکنیم یا نه؟ بر اساس آنچه در خواب دیده‌ایم، تصمیم بگیریم یا نه؟

 

آیا می‌دانستید بسیاری از خوابهای ما درواقع پیشگویی‌هایی درباره روابط و کارهای‌ما هستند.

 

به نظر شما خواب، نوعی بیداری‌است؟

 

مرگ را خوابی طولانی می‌دانید یا بیداریِ حقیقی؟ 

 

خواب‌های تکرارشونده درواقع موضوعات مهمی‌هستند که ما لازم‌داریم بفهمیم، اگر شرایطش را داشته‌باشیم، بجای آنکه موضوع را با اتفاقی تلخ در بیداری فهمیم، آن نکته در خواب‌های ما تکرارمیشود.

 

خواب‌های سریالی درواقع موضوعات اساسی زندگی‌هستند که در یک‌جا قادر به فهمیدن‌شان نیستیم، برای همین بصورت تکه‌تکه به‌ما گفته‌میشود. اگر دفترچه منظمی برای رویاها داشته‌باشیم، این نکات مثل قسمت‌های مختلف‌سریال، جلوی چشم‌ما همدیگر را تکمیل‌میکنند تا از موضوعی مهم در زندگی‌مان رمزگشایی شود.

 

 ما در بیداری تشنه دانستنِ چیزهایی هستیم که زندگی می‌تواند در خواب‌ها برایمان فاش‌کند ولی بدلیل ندانستن زبان‌زندگی،‌ روندِ رویابینی فعال و بانتیجه‌ای نداریم و رازهایی که تشنه‌شان هستیم، را نمی‌فهمیم.

 

گفته‌شده که ناخودآگاهِ ما همه‌چیز را درباره زندگی‌مان می‌داند، حضور آگاهانه در جهان‌ِ رویاهای‌شبانه، ارتباط‌مستقیم با ناخودآگاه است.

 

 

با استفاده از زبان‌زندگی، میتوانید متوجه رخ‌دادن چیزهایی در آینده‌بشوید و همینطور کارهایی که اگر انجام‌بدهیم آن رخداد پیش‌نمی‌آید. نه‌همه چیز ولی حتی پیشگیری از یک‌ اتفاق می‌تواند تعیین‌کننده مرگ و زندگی باشد.

زندگی بارها و بارها با خواب‌ها، وقایع بیداری، هشدارها، اخطارها و راهنمایی‌ها سعی‌کرده ما را از اشخاص، موقعیت و موضوعی دور نگه‌دارد اما ما اغلب متوجه اخطارها و راهنمایی‌ها نشده‌ایم.

درین‌بخش میاموزیم ازین اطلاعات حیاتی که زندگی به زبان‌خودش در اختیارمان می‌گذارد استفاده‌کنیم.

 

 

وقایع بسیاری در زندگی بوده، که ما از آنها فرارکردیم، در این فرار، چیزهای مهمی را هم جا گذاشتیم. بعضی‌هایشان را هنوز و هر روز دنبالش می‌گردیم و پیدایشان نمی‌کنیم. رفتن به ملاقات گذشته بدون ابزار و تجهیزاتِ لازم مثل خودکشی است چون تقریبا تمام‌کسانی که بدون‌تجهیزات به‌درونِ غارِ گذشته میروند، نمی‌توانند برگردند.

 

 

فرض‌کنید دنبال کسی می‌گردید، نمی‌دانید چه قیافه‌ای دارد، چه‌شکلی است، به شما گفته‌میشود وقتی او را ببینید، او را می شناسید، نشانه‌اش هم این است که وقتی به او نزدیک‌میشوید قلب‌تان از سینه میخواهد بیرون‌بزند! شما بهترین سرنوشت‌تان را اینطوری ملاقات خواهیدکرد. زبان زندگی به شما این کمک‌بزرگ را می‌کند. با زبانِ زندگی، شما ابزار پیداکردنِ پاسخ را دارید و این مادرِ تمام پاسخ‌هاست، چیزی که تمام اتفاقات تلخ‌وشیرینِ زندگی‌تان را معنی‌می‌کند!

 

این‌کار شجاعت بسیاری نیاز دارد. باور کردنش مشکل است وقتی می‌فهمید ما سرنخ ترسهایمان را همیشه همراهمان داریم و با خودمان اینجا و آنجا می‌بریم. 

 

بعضی‌ها در زندگی عاشق شکارند! نه چون نیازدارند، نه! هوس شکار دارند همیشه، چشم‌شان سیرنمیشود.

این افراد مشخصاتی دارند، حیف است زندگی شما بازیچه هوسِ بعضی‌ها باشد.

زبانِ زندگی به‌شما کمک‌می‌کند، این افراد و پیشنهادات و نحوه ارتباط‌شان را بشناسید.

هر چه در زندگی می‌بینیم، می‌شنویم یا تجربه‌می‌کنیم، "زبانِ زندگی" است در گفتگو با ما.

 

این روزها میروند و دیگر بازنمی‌گردند، پس بگذار دیگران ما را با چیزی که عاشق‌اش هستیم بیادبیاورند...

بازگشت به جایی که آرزوهایمان را جا گذاشتیم،‌ مجهز میرویم و دست‌خالی برنمی‌گردیم.

به دل‌تان مثل یک قطب‌نما بنگرید، بگذارید دلتان پربکشد در غیر اینصورت تا پایان‌عمر  از سرچشمه‌حسرت‌ها آب می‌نوشید.

اگر آرزو و رویایی مثل بارقه‌الهی به دل‌تان افتاد، مدتی صبرکنید تا آن فکر ریشه‌عمیق‌تری بدواند، چون در غیراینصورت اگر بدلیل بلندپروازی سوژه‌خنده و شوخیِ‌اطرافیان‌شدید، قضیه تقریبا منتفی‌میشود.

این بارقه‌ها و رویاها ما را رها نمی‌کنند و هرچه سن‌وسال‌مان بالاترمیرود بدتر از قبل یقه‌مان را می‌گیرند!

هرکدام از رویاها و آرزوهایی که میتوانست زندگی‌مان را تغییردهد،‌جایی گم‌شده و زندانی‌شدند، ما ناخودآگاه این را می‌دانیم ولی هرگز داوطلبانه برای نجات‌شان پا پیش نمی‌گذاریم.

 

خاطره‌ باز هستید؟ زبان زندگی گاهی خودش را در تجدیدخاطرات و بازخوانی احساساتِ‌کهنه نشان‌میدهد. زیان زندگی در زنده‌کردنِ احساسات و خاطرات، اینگونه عمل‌میکند که شباهت موقعیت فعلی با خاطره‌ای درگذشته را نشان‌میدهد، احساسات کهنه‌ای که در ما بیدارمیشود، نشان‌دهنده تجربه‌تکراری‌است، چیزی که توجه‌ما را می‌طلبد. چه‌چیزی در موقعیتِ فعلی، شبیه‌به آن خاطره است؟ احساساتِ قدیمی و بیدارشده، به چه موضوعی اشاره‌دارد؟

 

اهل موسیقی و شعر هستید؟

گاهی اوقات زندگی از طریق یک‌بیت‌شعر یا یک‌آهنگ که بر لب‌مان جاری‌شده، سعی‌می‌کند سرنخ و راه‌حل را نشان‌مان‌بدهد. ما سرگردان بدنبال یک جواب یا راه‌حل می‌گردیم و هیچ سرنخی نداریم که پاسخ‌چیست و کدام‌طرف است. پاسخ و یا سرنخ در قالب شعر و آهنگی که بر لب‌مان جاری‌شده سعی‌میکند خودش را به‌ما نشان بدهد. ولی ما که با زبان‌زندگی و شیوه‌های زندگی آشنانیستیم، همچنان سرگردانِ جوابیم، درحالیکه داریم دربارش آهنگی زمزمه‌میکنیم یا بیت‌شعری را مدام‌تکرارمی‌کنیم و به این فکرنمیکنیم چرا این بیت شعر، چرا این آهنگ، چرا الان!؟

 

ما روح هستیم و بدن‌انسانی را مثل لباسی بر تن‌کرده‌ایم برای اینکه بتوانیم این‌جهان را تجربه‌کنیم.

 

دانستنِ این‌موضوع چه سود عظیمی برای‌مان دارد؟ پاسخ این‌است: بسیارزیاد آنقدر که نمیشود راحت توضیح‌داد.. ما روح هستیم یا ذهن یا روان؟ آیا ذهنِ ما بخشی از مغز است؟ پس چرا کسانی که تجربه نزدیک به مرگ داشته و بصورت طبیعی و در قالب روح از جسم‌شان جداشده‌اند، فعالیت ذهنی کاملی را تجربه‌کرده‌اند؟

 

 

آیا میدانستید افسردگی وضعیتی مربوط به روح است و ربط چندانی به ذهن ندارد؟

افسردگی جزو اصیل‌ترین موقعیت‌هایی است که روح تجربه‌میکند. دانستن این موضوع چطور میتواند به ما کمک کند؟ افسردگی و تنهایی در زندگی مثل مرخصی‌‌استعلاجی هستند. موضوع روح است. 

زندگی هرکسی مثل یه فیلم‌سینمایی است، شما تاحالا بازیگر این فیلم بوده‌اید و ازخودتان اختیارچندانی نداشته‌اید.

از شما دعوت‌میکنم به پشت‌صحنه بیاید و نحوه ساخت فیلم‌زندگیتان را ببینید، ممکن است بتوانید فیلم‌نامه بعضی صحنه‌ها را هم عوض‌کنید! ‌ بعضی چیزها در زندگی قابل‌تغییرند و بعضی‌چیزها نه. ما می‌توانیم با چیزهایی که قابل تغییرند، زندگی را بهتر از قبل بسازیم.

 

 

ترس از مرگ، طبیعی‌ترین ترسِ یک انسان است. آیا می‌دانستید تنها راه‌حلِ ترس از مرگ، بغیر از تجربه نزدیک‌به‌مرگ، در جهان خوابهای‌شبانه اتفاق‌می‌افتد؟

هیچ چیز اتفاقی نیست،‌ حتی عدد و شماره قطعه یا سنگ‌قبری که در گورستان به یک‌نفر تعلق‌میگیرد.

آموختن و بکاربردنِ زبان زندگی، ترس‌ها را یک‌به‌یک از بین می‌برد و زندگی را تبدیل می‌کند به یک ماجراجوییِ‌بی‌پایان.

 

 

ملاقات با روز دوّم

همه چیزهایی که در دوره آموزشی زبان‌زندگی میاموزید شما را آماده "ملاقات با روز دوّم" می‌کند. همه نمی‌توانند با این روز ملاقات‌کنند.

عزیزانی که در دوره شرکت‌میکنند در صورت عبور از آزمونِ جلسه‌آخر، بصورت رایگان به جلسه "ملاقات با روز دوّم" دعوت‌می‌شوند چون روز دوّم محصولِ تلاشهای ما در کنار زندگی‌است.

 

قدرتِ بذرهایی که زبان‌زندگی در ذهن‌ می‌کارد، مافوق تصورات‌شما در این لحظه‌است.

 

شما 10 هفته و 10 جلسه تا اساسی‌ترین تغییر در زندگی فاصله دارید.

زمان بندی برگزاری دوره آموزشی

جلسه اول جمعه 25 آبان‌ 98 

دوره در 9 جلسه 5 ساعته طی 3 ماه برگزار میشود.

ساعت آغاز کلاس  2 بعدازظهر جمعه هاست.

جلسه دهم (بصورت رایگان) فقط برای کسانی برگزار میشود که از آزمونِ جلسه‌نهم بگذرند.

آدرس:تهران تهران خیابان گاندی جنوبی کوچه پنجم پلاک 26 ط 3