چطور با مهارت داستان های کوتاه درآمد کسب کنیم ؟

شروع رویداد
چهارشنبه ۷ آذر ۹۷ ۱۵:۰۰
پایان رویداد
چهارشنبه ۷ آذر ۹۷ ۱۸:۰۰
مکان رویدادتهران
موضوع رویدادکارآفرینی / تولید محتوا
اضافه به تقویم
چطور با مهارت داستان های کوتاه درآمد کسب کنیم ؟
برگزارکننده‌ی رویداد
تماس با برگزارکننده
۰۹۱۲۴۷۹۴۲۱۷
گزارش
جزئیات
مهلت ثبت‌نام
قیمت (تومان)
تعداد

توضیحات

محتوای تبلیغ ویروسی

ادبیات بازاریابی ویروسی

تمرین بازاریابی ویروسی

 

توضیحات

شاید امروزه کمتر کسی باشد که برای کسب و کارش یک آدرس اینترنتی نداشته باشد. عده‌ای تمام کسب و کارشان وبسایتشان است و عده‌ای به یک پیج اینستاگرام بسنده کرده‌اند و از آن درآمد خوبی هم دارند، دمشون گرم:) وجه اشتراک تمام این‌ها چیست؟ بیل گیتس جمله مشهوری دارد: «محتوا پادشاه است.» همه کسب و کارها برای معرفی خودشان باید محتوا داشته باشند. چه متن، چه تصویر، چه ویدئو، چه صوت، اینها همه ابزارهایی هستند که فکرهای در ذهن من را به چیزی که مخاطب من آن را درک می‌کند می‌رساند، زمانی که نزد آنها نیستم. جف بزوس موسس آمازون می‌گوید: «برند شما آن چیزی است که مردم در مورد شما می‌گویند زمانی که شما در اتاق نیستید.»

 

حقیقت این است که تجارت امروز تجارتی است که ما در اتاق مشتریمان نیستیم وقتی که می‌خواهد از ما خرید کند. اما مشتری ما همان آدمی است که هنگام خرید اگر کسی به او بگوید این را بخر می‌خرد! پس اگر من در ناخودآگاه مخاطبت جای گرفته باشم؛ مشتری من تصور می‌کند که خودش با استناد به دلایل مطقن و اسناد مستدرکه به این حقیقت نایل آمده که خرید این محصول موجب مزید امتنان است:) به قول لوک دوپونت در کتاب 1001 راهکار تبلیغاتی: «شما تصور می‌کنید که مشتری محصول شما را می‌خرد، درحالی‌که دراصل آنها جایگاه محصول شما را خرید می‌کنند.»

 

شاید همه کسب و کار من برپایه محتوا نباشد که بخواهم برای آن زحمت زیادی بکشم، اما قطعا همه چیز از این «پادشاه» شروع می‌شود. ما قرار است وقتی که در «اتاق» نیستیم بفروشیم، شاید تبدیل شدن به برندی مثل کوکاکولا یا حتی دیجیکالا سال‌ها زمان ببرد و هزینه زیادی برای ما داشته باشد ولی می‌توانیم با یک یادداشت کوچکی که مشتریمان از ما شنیده، خوشش آمده و در «اتاق» خود نصب کرده، «جایگاه» خودمان را در ذهن مخاطبمان تثبیت کنیم. این «یادداشت»های کوچک را چگونه تولید کنیم؟

 

احتمالا کم‌هزینه‌ترین هدیه‌ای که بتوانم به مشتری‌ام بدهم یک حس خوب باشد وقتی که در صفحه اینترنتی‌ام مطالبم را می‌خواند. آدم‌ها موجوداتی اجتماعی‌اند و علاقه دارند احساسات و افکارشان را با سایرین در میان بگذارند. شاید شما هم تجربه کرده باشی، وقتی فکری در سر داری تا آن را به کسی نگویی یا جایی یادداشت نکنی خوابت نبرده باشد. اما هر محتوایی این حس را در مخاطبینمان برنمی‌انگیزد. تاثيرگذارترين احساس انسان حس همدردي اوست. مي‌توان از اين حس به عنوان واسطه‌اي براي انتقال مفاهيم استفاده‌کرد. حس همدردي يک واکنش غريزي است که انسان نسبت به وضعيت دردآور، ترسناک و يا لذتبخش انسان ديگر بروز مي‌دهد. داستان‌سرایی این موقعیت را به‌وجود می‌آورد که با ايجاد احساس درد، ترس و يا لذت با خواننده تماس عاطفي برقرارکنم؛ این‌ها احساساتی هستند که در یک متن معرفی محصول، هرچقدر هم که حرفه‌ای باشد، نمی‌تواند به خوبی جای بگیرد.

 

در سال 1927، یک روانشناس اهل شوروی به نام «بلوما زیگارنیک» در یک رستوران نشسته بود که متوجه چیز عجیبی شد؛ پیشخدمت رستوران، سفارش‌ مشتریان را بدون یادداشت کردن حفظ می‌کرد. اما بعد از اینکه صورتحساب غذایشان را پرداخت می‌کردند، اصلا به یاد نداشت که چه سفارشی گرفته‌اند. بلوما روی این ماجرا تحقیق مفصلی انجام داد و در نهایت دریافت که مردم، کارهای ناتمام خود را به خوبی به یاد می‌آورند. در علم روانشناسی به این موضوع «اثر زیگارنیک» و در نوشتن محتوا به آن «حلقه‌های باز» می‌گویند. دلیل عملکرد فوق‌العاده این حلقه‌ها، تحریک حس کنجکاوی و لذت پیش‌بینی اتفاقی است که در مرحله بعد رخ می‌دهد. داستان‌ها می‌توانند حلقه‌های بازی در ذهن مخاطبینت ایجاد کنند که در «اتاق» ذهنشان باقی بمانی.

 

در این کارگاه اصول داستان‌نویسی را یاد می‌گیری به گونه‌ای که «جایگاه» محصولت را در «اتاق» مشتریانت تثبیت کنی؛ «حلقه باز»ی در ذهنشان ایجاد کنی که آنها را وادار کند داستان شما را گوش دیگران برساند تا شب خوابشان ببرد. در این کارگاه با هم می‌آموزیم که چگونه بنویسیم که «پادشاه» عریان نباشد.

 

حتما قبل از آمدن به کارگاه مدادهایت را تیز کن! شما هم قرار است داستان کوتاه کسب و کار خودت را در کارگاه بنویسی.

آدرس:تهران بلوار اشرفی اصفهانی - نرسیده به پل اتوبان همت - خیابان شهید قموشی - خیابان بهار - دانشگاه علم و فرهنگ- طبقه 6